A A A

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

هر کس که در محل کار خود با دیگران در ارتباط است، می داند که اطلاعات همواره به سمت مقصد واقعی خود حرکت نمی کنند، بخش های مختلف در سازمان به جای پشتیبانی از یکدیگر با هم می جنگند، و مدیران به جای تصمیم گیری بر اساس واقعیتها ، تصمیمات خود را بر پایه استراتژی‌هایی می گیرند که به نظر جالب می رسند.

  گوستاو گرهات نظریه پرداز بازاریابی چریکی می گوید: امروزه بازاریابی در موقعیتی شبیه به وضعیت علوم طبیعی در قرن هفدهم قرار دارد. در دایره بازاریابی چریکی مفاهیم گسترده و آزمایش نشده ایی وجود دارند که بسیاری از آنها را باید بر اساس تکرار و خطا به آزمایش گذارد.

چرا برخی کمپین های بازاریابی جواب می دهند اما برخی خیر؟ تفاوت های جزئی بین ساختارهای کارکردی و غیر کارکردی چیست؟ پاسخ این است که نمی دانیم اما آنچه را به برکت تحقیقات مارک بیوکنن روزنامه نگار آمریکایی می دانیم، این است که ارتباطات در دو سطح رخ می دهد : یکی محتوای بیانات و دیگری نحوه بیان آن.
آزمایشگاه رسانه MIT نحوه عملکرد تیم های خلاق را در یک بانک بزرگ به منظور یافتن پاسخ این پرسش ها تحت نظر قرار داد: چه کسی ، چه چیزی به چه کسی می گوید؟ چه کسی کی چند وقت یکبار و به کجا می رود؟ فرد الف با چه لحنی با فرد ب صحبت می کند؟ چه کسی تحت فشار است ؟ و چه کسی به نظر می رسد از کار زیاد و بیش از حد رنج می برد؟
در اینجا آنچه به نظر نقش کنترل و نظارت کمپین بازاریابی چریکی را بر عهده دارد، حقیقت کاوی است و نتایج حاصل از بررسی نشان می دهد: افراد برونگرا مخاطبین هدف موثرتری در بازاریابی به حساب می آیند تا افراد درونگرا.

نویسنده:هادی صرامی

اشتراک این مطلب:

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید